ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

760

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

كاتب ( نويسنده ) و دربارهء هر يك از امور مزبور به كسانى اعتماد و اكتفا كند كه به توانايى آنها آگاه باشد و ارزاق ايشان را از خزانهء خود متكفل شود . و كليهء اين گونه مشاغل در ضمن امارت و معاش آن مندرج است زيرا بر همهء آنان حكم امارت جاريست و دستگاه عظيم پادشاهى بمنزلهء سرچشمه‌ايست كه آنها جويبارهاى آنند . و اما خدمتگزاريهائى كه بجز اينهاست يعنى مربوط بدستگاه دولت و پادشاهى نيست از آنجا پيدا مىشود كه بيشتر توانگران از فراهم آوردن نيازمنديهاى خود بتن خويش دورى ميجويند يا از آن عاجزند ازينرو كه در مهد ناز و نعمت و تجمل پرورش يافته‌اند بدين سبب ديگرى را برميگزينند كه اين امر را بر عهده گيرد و در برابر آن بوى مزدى از ثروت خويش ميپردازند و اين شيوه بر حسب مردانگى طبيعى انسان خوى ناپسنديست ، زيرا تكيه كردن و اعتماد بهر - كسى نشانهء ناتوانى انسان است و گذشته ازين بر مقرريها و مخارج شخص ميافزايد و نشانهء عجز و نامردى است كه در شيوه‌هاى مردانگى شايسته است از آنها بپرهيزيم . ولى چيزى كه هست عادات و رسوم بر طبايع آدمى غلبه مىكند و در حقيقت انسان فرزند عادات خويش مىباشد نه فرزند خاندان و نسبش . و با همهء اينها خدمتگزارى كه شايستگى خدمتگزارى داشته باشد و بتوان بتوانائى و بىنيازى وى اعتماد كرد در حكم كيميا مىباشد ، زيرا چنين خدمتگزارى كه عهده دار امور كسى بشود از چهار حالت بيروت نيست : يا هم بر كار خود تواناست و هم شايستهء اطمينان و اعتماد است ، و يا برعكس نه بر كار خود تواناست و نه ميتوان بوى اعتماد كرد ، و يا فقط در يكى از دو حالت مزبور شايستگى دارد يعنى يا بر كار خود تواناست ولى قابل اعتماد نيست ، يا قابل اطمينان هست ولى در كار توانائى ندارد . اما حالت نخستين يعنى كسى را كه هم بر كار تواناست و هم قابل اعتماد است ، هيچكس بهيچرو نميتواند استخدام كند زيرا او به علت داشتن دو صفت مزبور خود را از خدمتگزارى صاحبان مراتب پست بىنياز